سيد حسن آصف آگاه
48
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
( م . او 29 ، ص 310 - 309 ) كسى حرمت نانونمك نگه ندارد و مردم نسبت به يكديگر مهرومحبت كمتر دارند : « و مردم را كه در آن زمان زايد ، زور و نيرو كمتر باشد و بدگمانتر و فريفتارتر بس شوند ، كه مهر روان [ و دلبستگى به رستگارى روان ] كمتر دارند و آزرم [ و حرمت ] نان و نمك ندارند . پس چون مردم بتر و بدانديش و بدكيش اهلموغ 28 [ باشند ] ، آن [ مردم ] را دوست خويش شمارند » . ( م . او 29 ، ص 307 ) در آن زمان كشتن مرغى و انسانى نيك ، برابر شود . كار نيك و كرفه ( - ثواب ) از دست مردمان كمتر رود . خردان به بزرگى و پادشاهى رسند و بزرگان به بندگى و بينوايى : « در آن زمانهء بد ، مرغى بيش از مردم آزاده دينبردار آزرم دارد . و مزد ايشان در برابر كار كم است و كار و كرفه از دست ايشان كم رود و انواع جداكيشان براى ايشان خواستار بدى باشند » . « آزادگان و بزرگان و مغ مردان به شكوهى ( - بينوايى ) و بندگى رسند . و [ مردمان ] تندخو و خرد به بزرگى و فرمانروايى رسند . و خردان آواره به پيشگامى و راينيدارى ( - حكومت و اداره كشور ) رسند » . ( زند بهمن يسن ، 4 / 21 و 36 ) « . . . و مردم خرده [ و پست ] به بزرگى رسند و بنده ، آزاد [ و ] آزاد بنده شوند . . . » . « آزادگان و بزرگان به درويشى رسند و بندگان [ و ] مردم خرده [ و پست و ناداشت ] به بزرگى و پادشاهى رسند » . ( م . او 29 ، ص 305 و 308 ) « اينكه مردم بتر و بدكار و دژآگاه و بيدادتر در جهان ، تواناتر [ و مقتدرتر ] بشود و فرمانرواى گيتى باشد » . ( م . او 29 ، ص 347 ) دفن مردگان در همهجا رايج شده و انجام آيينها و آدابورسوم دينى ( همچون كستى بستن ، برشنوم و غيره ) به دست فراموشى سپرده شده ، احكام دين واژگونه گردد و بهدينان آرزوى مرگ كنند :